دیگر نمی نویسم
چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی !
دیگر حرف نمی زنم
چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی !
دیگر نگاهت نمی کنم
چون تو اصلا نگاهم را نمی بینی !
دیگر صدایت نمی زنم
زیرا اشک های من برای تو بی فایده است !
فقط میخندم !!
چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام !
*در درد ها دوست را خبرنکردن خود یک عشق ورزیدن است تقیه درد زیباترین نمایش ایمان است. . . . *
*سکوت عجب فریاد رسایی است آنجا که حنجره ای برای فریاد نیست !
دکتر شریعتی!